خرید بک لینک
در هیاهوی زندگی دریافتم ؛چه بسیار دویدن ها که فقط پاهایم را از من گرفتدر حالی که گویی ایستاده بودم ،چه بسیار غصه ها که فقط باعث سپیدی موهایم شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ،دریافتم کسی هست که اگر بخواهد "می شود" و اگر نخواهد "نمی شود" "به همین سادگی"کاش نه میدویدم و نه غصه می خوردمفقط او را

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 19:40

” رفتن ” !رفتن ڪــہ بهانــہ نمی خواهـد ، یڪ چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار شدہ …و گاهی حتى دلخوشی های انڪار شدہ …رفتن ڪـہ بهانـہ نمی خواهد …وقتی نخواهی بمانی ،با چمدان ڪـہ هیچ …بى چمدان هم میروی !” ماندن ” !ماندن اما بهانـہ می خواهد ،دستی گرم، نگاهی مهربان، دوستت دارمهایی ڪـہ مى شنوی ،یڪ فنج

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 19:40

نمی دونم گفته بودم یانه .چند وقت پیش که خونه خاله بودیم خبر دار شدم که دختر دایی بزرگه رو برا پسر دایی دومی نامزد کردن . 5اردیبهشت جشن عقد بود مارو هم دعوت کردم اما به خاطر پاره ای از مسائل من نرفتم کلا از خانواده ما فقط مامان رفت و خواهر کوچیکه . دیروز که شنبه باشه شیفت ظهر بودم که غزل زنگ زد و خوش

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 19:40

روزدوشنبه : از طرف مدرسه همسرم دعوت بودیم بیرون . البته بارون که یه لحظه بند نمی اومد ...جای با صفایی بود هوا سرد ما هم زیر آلا چیق با بستنی و آش محلی . منظره زیبایی بود اما من بیشتر نگران وروجکها بودم که سرما نخورن . شب هم رفتیم سفره خانه .با موسیقی زنده .عالی بود ساعت 12 رسیدیم خونه .سرتا پای بچه

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 19:40

روز چهارشنبه : شیفت ظهر بودم رفتم خونه همسری هی می گفت فردا صبح زود بریم اصفهان و من می گفتم :نهههههههه به خاطر وجود بعضی آدما .هرچی اصرار کرد من قبوا نکردم 5 شنبه :ساعت 6 همسری در حالی که لباس پوشیده بود از من خواست بریم منم گفتم نه و اونم رفت اردو مدرسه . منم تا 10خواب بودم ....بچه ها هم خودشون پ

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 19:40

این روزا درگیر درس و انتخابات و عقد مهتاب بودم جمعه هفته پیش عقد مهتاب بود ما ساعت 2 اونجا بودیم ساعت 5 هم برگشتیم زیاد حوصله ایل و تبار شوهر رو ندارم زری هم که دماغش رو عمل کرده مامان هم درگیر اونه برنامه من برا تابستون امسال امتحانات رو 3 تیر بدم بعد عمل بینی بعد یه دور برم رانندگی تا ترس ت

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 19:40

نه اینکه سوژه برای نوشتن کم باشد،نه اینکه من حالم زیادی خوب باشد،نه اینکه همه چیزسرجایش است،نه!دست و دلم به نوشتن نمی رود نه به نوشتن و نه به دل دادن و نه به... زیادی از حد درگیر حاشیه های بی خود و خاله زنکی شده ام،در گیر این منِ لعنتی همیشه حاضر در صحنه های قضاوت آلود محاکمه های ذهنی،که همیشه منجر

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 19:40

دارم از بی خوابی می میرم

من شدیدا خوابم میاد

دیشب تا خود صبح به خاطر امتحانم بیدار بودم

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 15:13 توسط الی |

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 19:40

با این که نیاز مبرمی به نوشتن دارم تا بتونم احساسات درونی خودم رو بازگو کنم در جایی که شاید از نزدیکان من کسی از اون خبر نداره ،اما اونقدر در زندگی مشغله دارم وگرفتارم که در حقیقت وقت نمی کنم و امان از این نه نوشتن ها و تلنبارشدن حرف ها توی گلو.... هر چند وقتی هم که می نویسم دچار خود سانسوری هستم..

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 19:40

این روزا دنیای مجازی پر شده از اخبار مرگ دردناک آتنا اصلانی ومریم میزاخانی دانشمند و ریاضی دان ایرانی مقیم آمریکا . و اخبار مربوط به آتنا و آتناهای دیگه دل من رو به عنوان یک مادر حسابی به درد آورده ... این روزا روی غزل حساس شدم باید حسابی مواظب دختر دسته گلم باشم چرا جامعه اینجوری شده به کجا میخو

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 19:40

صفحه بندی